اثر ديگر او دستور تندرستي، مجموعهاي دربارهٴ مراقبتهاي بهداشتي و اصول تغذيه براي حفظ سلامتي است. او ميگويد شش چيز ((غيرطبيعي)) براي زندگي انسان لازم است: 1) هوا: بايد در جايي زندگي كرد كه هوا پاك باشد، دور از مردابها و آبهاي راكد؛ 2) خوردني و نوشيدني: بايد در هر دو اعتدال را رعايت كرد؛ بايد برنامهٴ تغذيه مطابق با طبيعت شخص باشد (بلغمي، دموي، سوداوي يا صفراوي)؛ 3) خواب: در حد كافي و نه بلافاصله پس از غذا؛
4) پرخوري و كمخوري: بيماري از كم جويدن غذا، زياد سرسفره ماندن و ميخوارگي زياد ناشي ميشود؛ بايد در دفعات كم غذا خورد و شكم را پر نكرد؛ بايد از صبح تا شب بيدار و هشيار بود؛ 5) بهداشت رواني: از خشم، اندوه و ترس پرهيز كنيد، تفريح كنيد، به موسيقي گوش دهيد، كتاب بخوانيد و غيره؛ 6) با تغيير فصلها برنامهٴ غذايي، ورزش و روش كلي زندگيتان را تغيير دهيد، زمان مناسب براي فصد و خوردن مسهل.
كتابي كه در زمان او موجب بيشترين شهرتش شد دستورهاي درماني از كتاب نهم المنصوري بود كه دستنامهٴ معالجه و ادويهٴ مفرده است. اين كتاب در نُه بخش است و در آن با پيروي از كتاب المنصوري رازي (نهم ـ2) دستورها و نسخههاي درماني متعددي را عرضه ميكند. مطالب در بخشهاي مختلف و برحسب بيماريها بهخوبي تنظيم شده است و با نامهاي مختلف بارها، چاپ شد (از جمله ونيز 1518، ليون 1587 و غيره).
رساله درباب آب گرم بُرمو، در عين اختصار اثر مهمي است دربارهٴ ارزش درماني آبهاي گرم باگني دي بُرمو در والتِلينا، در شمال خاوري درياچهٴ كمو. او ميگويد اين آبها براي درمان نزله، نقرس، بيماريهاي پوستي، ورم مفاصل و بسياري از بيماريهاي داخلي مفيد است. اين جزوهٴ كوچك پر از ملاحظات شخصي و بحثها و نظريههاي باليني مهم است.
رساله درباب آب گرم خيليزود به آلماني ترجمه شد و در سراسر آلمان محبوبيت زيادي يافت.
پيترو كتاب اسئله و اجوبهٴ ارسطو را براي ملاحظات و تدريس خودش چنان سودمند يافت كه جداول اسئله و اجوبهٴ ارسطو را تدوين و در آن مهمترين مشاهدات ارسطو را به ترتيب الفبايي تنظيم كرد.
او انتقاد و تصحيحاتي هم بر رسالهٴ صغير پدروي اسپانيايي (سيزدهم ـ2) نوشته، كه نميتوان معلوم كرد كدام عبارت از پدرو و كدام از اوست، زيرا شرح برنار گوردوني (چهاردهم ـ1) بر همان كتاب هم با مال او مخلوط شده است.
ممكن است پيترو موٴلف رسالهاي در جراحي هم باشد، كه گاه، آن را به او و گاه، به شخصي بهنام جوواني ميلاني يا جوواني پتراكايي (پراتايي يا براشايي) نسبت دادهاند. در رسالهٴ جراحي به مراجع استناد كرده، از قبيل جالينوس، ابنسينا،
المنصوري1 (رازي)، ابوالقاسم زهراوي،
1.Almansor